نام این وبلاگ رو عوض می کنم. اسمش کمی مشکل داره. بیخدا. بدون خدا و اینجور چیزها جو هراسناکی – شاید – در نزد اکثر افراد ایجاد کنه. و انقدر دارای اهمیت نیست مسئلهی وجود داشتن یا نداشتن خدا که بخوام مبنای نامگذاری وبلاگم رو بر اساس این مسئله قرار بدم. به نظرم باید بیشتر به گرایشم، افکارم، جهانبینیم و کلا چیزی که باعث میشه من از دیگران متفاوت باشم، بپردازم و مبنای انتخاب نام وبلاگ رو این مسئله بزارم. باید تفاوت و ویژگیای که در من آشکارتره رو پیدا کنم. بیخدایی صفت مناسبی برای من نیست و به این مسئله اطمینان ندارم که میشه یک پیشوند “بی” به خدا اضافه کنم.
شاید خدایی ابراهیمی وجود داشته باشه، شاید خدایی وجود داشته باشه که ابراهیمی نباشه، و شاید اصلا خدایی وجود نداشته باشه. برام مهم نیست. دغدغه نیست. ارزش نیست. تاثیر مثبت خدا در زندگی من بسیار ناچیز بوده. شاید عجله کردم که خودم رو بیخدا نامیدم. شاید به خاطر تبلیغات وسیع و عجیب غریبی بود که از خدا در همه جای کشور پخش بوده و هست. کارایی که به نام خدا انجام میشه، برام گنگن، بی معنیاند، خدا را بتی میدونم که دوست داره بپرستنش. خدا رو ابزار میدونم، نه ناظر و کلی مطلق.
بحث قاطی پاطیای شد!
شاید بیخدا باشم، اما نه با این شدت!





طبق مصوبه جدید مجلس وبلاگ هایی که تبلیغ الحاد می کنن حکم مفسد فی الارض دارن …
در ضمن تو هم بهتره یکم چشماتو باز کنی …
1- چیزهیی که ما می بینیم تنها یک طول موج محدود (بین 700 تا400 ) نانو متره ، همین طور چیزایی که ما میشنویم و … ما هر کدوم رو با یک نشونه درک میکنیم و خدا رو هم با کل جهان که همه اش نتیجه و اثر اوست .
2- تو از کجا میدونی که خدا یک جایی تو یه کهکشان دیگه نیست (نعوذ بالله ) اثبات یک چیز خیلی راحت ولی رد اون مشکله …
3- قبل اینکه این قدر با اطمینان صحبت کنی و کتابهایی در رد او بخوانی بهتره که کتابهایی همچون : جهان بینی توحیدی >>> استاد مطهری
اثبات وجود خدا >>> یه نویسنده خارجی که الان اسمش یادم نیست
اصول عقاید >>> آیت الله مصباح یزدی
و البته کمی قرآن بخونی .
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
تاثير خدا در زندگي افراد به ميزاني که پيوند خودشون رو با خدا بيشتر مي کنن آشکار تر مي شه (نه اين که کمتر بوده بلکه فقط آشکار تر مي شه يعني اينکه مي تونيم فرض کنيم خدا منبع نوري که به همه يکسان مي تابه ولي اون چيزي که آفتاب رو مي گيره مي تونه يه درخت باشه و ميوه به بار بياره و يا يک شاخه خشکيده باشه و از آفتاب در راه پيشرفت سودي نبره و ثمري نداشته باشه و يا حتي يه باتلاق باشه و گنديده تر بشه البته عذر مي خوام اين فقط مثاله و وري طرفم به کسي بيشتر از خودم نيست).
شما تا حالا فکر کرديد چرا نيروي که در اتم ها وجود داره به شکلي خلق شده که با گريز از مرکز موجب مي شه الکترون هيچ وقت ثابت نشه تا تمام کنش ها و واکنش هاي مادي جهان از حرکت نايسته؟ و يا چرا عالم از عقربه هاي دقيق ترين ساعت ها دقيق تر کار مي کنه با اين که اين همه دم و دستگاه توشه؟ تا به قول جناب سعدي ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کار باشن تا ما ناني بدست بياريم ولي به غفلت نخوريمش.
و يا اين که ما اولين مراحل رشد رو (تا آ خرينش) در رحم مادرمون بوديم مادر مي دونست که ما چطوري تغذيه مي شيم يا خودمون؟
و يا وقتي به دنيا قدم گذاشتيم کدوممون خودمون رو رشد داديم و کدممون در هر مرحله اي دقيق ترين تغييرات رو در اين تشکيلات بدنمون ايجاد کرديم.
بي اينصافيه که خلق رو ديد خالق رو نديد، آثار ديد و موثر نديد، نظم ديد و ناظم نديد.
تا حالا فکر کرديم اگر يه هماهنگ کننده خارجي نبود (حالا با هر نامي و نشاني) چطوري آلت تناسلي مرد بايد به اين شکل بيرون زده و مال زن به اين شکل فرو رفته مي بود؟ چرا يک آب روان کننده و يک آب شئينده قبل از انزال مرد ازش خارج ميشه چرا در رحم مادر ذره اي کوچک به نام اوول وجود داره که مي دونه زوجي براي پيوند براش خلق شده و از کجا مي دونه اسپرم مرد ميدونه بايد از اين جايي که مي ياد بيرون توي اين عالم بزرگ يک زوج ديگه هست که مي تونه با هاش پيوند بده و اين وقتي با هم پيوند برقرار کردن علم ساخت جسم يک بشر کامل از کجا درونشون قرار گرفته؟ و چرا در عالم همه زوج ها به هم تمايل دارن؟ قطبين آهن ربا – الکترون و پزيترون – …
شايد بگيد چرا اين قدر داستان مي گه، خوب براي اينه که ما کل جهان برامون عادي شده مثل مورچه هستيم که روي کاخ فرعون وايساده و به از کاج فقط خاکش رو مي فهمه و ما هم عملا اگر يه چيزي خيلي بزرگ باشه يا خيلي کوچيک و يا خيلي دور باشه يا خيلي نزديک يا خيلي يا خيلي لطيف باشه يا خيلي خشن و … ديگه درکش نمي کنيم.
به هر لحظه از عمرمون که نگاه کنيم (اگه واقعا نگاه کنيم) از نفس کشيدن در خواب و حرکت قلب و حضم غذا و مسايل عاطفي درونمون تا به هماهنگي اشيا و نظمشون و نيازشون به غير در خارج از خودمون همه براي ما مي تونه نشان خدا باشه و اين ها اگر يکيشون نبود ما چه مشکلاتي داشتيم.
اين ها هموم آثار خداست در زندگي تک تک ما ها
.
يه فکر اشتباه توي اذهان راجع به خدا وجود داره که ميگه خدا دوست داره بدش مياد و يا مثلا نياز داره و …که حتي توي قرآن هم اشاراتي به اين نوع مسائل هست اما حقيقت اينه که خداوند در ظاهر قرآن در اکثر موارد به طور عاميانه فهم و اصطلاحا خودموني صحبت مي کنه نه به طور رسمي تا همه متناسب با فهم خودشون بهره اي ازش ببرن. خداوندي که دين معرفي ميکنه بي نياز، بي نهايت، و کمال مطلق هست.
اما مسئله عبادت که شما مي فرماييد هم اين طور نيست خداوند مي فرمايد که من بر خلاف ساير مخلوقاتم به تو اختيار دادم اما اون ها بالاجبار هدايت شده هستن پش نمي تونن به جايي والا برسن (چون براي هدايت سعيي نکردن) ولي تو مي توني. راهش هم اينه که تو هم همونطوري رفتار کني که اگر مثل بقيه موجودات اختيار نداشتي اون طور رفتار مي کردي يعني با اختيار خودت اختيارت رو به من بسپار تا من هم مثل بقيه مخلوقاتم تو رو به کمال برسونم منتها چون تو خودت من رو انتخاب کردي و ار خودت گذشتي تو رو به کمالي مي رسونم که هيچ موجود ديگه اي راه به اون جا نرسوندم.
اين يعني اينکه ما بعد قبول اين که خداوند کمال مطلقه با اختيار خودمون تسليم امر خدا بشيم و بزاريم اون به ما بگه چکار کنيم چون مطمئننا به جايي مي رسيم که نمي تونيم حتي فکرش رو هم بکنيم. اين معني اسلام پرستش و عبادته.
يا علي.
خوب نبود باید مختصر ومفید باشدکمی مسخره است
خوب بود. به حرف ادمای احمق هم توجه نکن!
درود بر همه/// حرف میزنم بدون واهمه
مطمئنن خیلی ها الان دیگه منو میشناسن و با حرفام آشنان….
میخوام دونه دونه بگم
از صحبتهای علی شروع میکنم
1) مثل همه امثال خودت تنها کاری که بلدید اینه که تهدید کنین…این ها لب چشم بگذار و آبش رو بخور … و مطمئن باش هر کدوم از آزادی خواهان رو از سر را بردارن دوتا جاش بیرون میاد و این قضیه تساعدی هست…
2) من قبلا هم گفتم که خدایی وجود دارد ولی نه خدایی که دین معرفی میکند … دین خدایی را تعریف میکند که روی تختش نشسته ودرباری همچون پادشاهان داره…. وجود آفریدگار رو اکثریت افراد و اکثریت بیخدایان حتی قبول دارند و آفریدگار را منشا وجود هستی میدانند و این قضیه منطقی است…. ولی وجود خدایی که ابراهیم و عیسی و موسی و محمد و غیره… عنوان کرده اند را هیچ یک از شما نتوانسته و نخواهید توانست… این رو خودتون هم بهتر میدونید … ولی به خاطر ترس از احتمال اینکه خدایی وجود داشته باشه و توی آتیش(!) شما رو بسوزونه… حتی فکر هم نمیکنید…!
3) تو اصول اولیه منطق رو نمیدونی…. اثبات چیزی سخت تر از رد کردنشه…. مثل اینه که من بگم توی جیبم یه شکلات دارم .. اونوقت منم که باید سعی کنم اثبات کنم راست میگم…. نه کسی که مخالفت میکنه…!((ساده گفتم بگنجه))
4) من قبلا اینگونه کتابها و امثالشون رو خیلی بیشتر از خیلی از افراد حاضر در این سایت خوندم…
استاد شهید فرهیخته دکتر (!) مطهری… مطمئنم از شما بیشتر کتاباش رو خوندم و سخنرانی هاش رو گوش دادم//// چیزی نبود… غیر از قرقره احکام پوسیده اسلامی … مثل اثبات قرآن با آیه های خود قرآن…!!!!((قرآن میگه که کلام حق است))
عناد ایشون هم با نژاد ایرانی و سنن ما کاملا واضح است … رجوع کنید به اظهارات ایشان درباره روز اول نوروز…عید باستانی…چهارشنبه سوری….کورش و…………………………..!!!!
آیت ا… مصباح یزدی م رو هم میتونید زندگی نامه اخلاقی شون رو کاملا از پسرای خوشگل طلبه حوزه علمیه بپرسید…
شاید مطهری را بتوان انسانی موجه شمرد… ولی مصباح یزدی یک دزد سر در آخور ولایت فقیه است که دم تکان دادن برای بشکن های مقام معظم رهبری(!) را خوب بلد و البته علاقه وافر و نه چندان طبیعی و کششی عجیب به پسربچه ها دارد…
درمورد حرفهای ناشناس عزیز هم…. یک چیز جدید بگو…. نه مروری بر کتابهای دینی دوره تحصیل در مقطع دبیرستانت!!!!!
موجم اگر میروم…گر نروم نیستم…
من پسر کورشم…تاز نگردیستم
ماهستیم…تا پای جان….تا لب استخوان… تا پایان فغان!!!!