چند روز پیش از شبکهی 3 یکی از آثار آقای کیارستمی به نام مشق شب پخش شد.
فیلم به صورت مستندگونه تهیه شده بود. بچهها یکی یکی جلوی دوربین مینشستند و کیارستمی هم سوالاتی راجع به مشق، کارتون، تنبیه، تشویق و اینجور چیزها از بچهها میپرسید. متاسفانه متوجه نشدم فیلم در چه سالی ساخته شده بود، ولی به نظر اواسط دههی 60 مینمود. صرف نظر از کیفیت پایین تصویر و صدا و نداشتن داستانی منسجم، کار کیارستمی قابل تقدیر است. در آن زمان به نظر میرسید، اوضاع نابسامان اقتصاد کشور و همینطور جنگ،باعث شده بود که مسئولین و اولیا کمتر به کودکان و نحوهی پرورش آنها توجه کنند.
کودکان آن زمان و آن مدرسه اغلب چهرهای ناراحت، هراسان و محافظهکار داشتند. انگار که در واقع شخصیتی نداشتند. هر سوالی که از آنها پرسیده میشد، بسیار محتاط بودند که نکند جوابی بدهند که بزرگترها از دستشان ناراحت شوند. چرا که ناراحتی بزرگترها برابر با تنبیه شدنشان بود. خیلی از کودکان تنبیه را مناسب میدانستند، – با وجود اینکه بعد از تنبیه دوباره اقدام به هنجارشکنی میکردند – به نظرم موافقت آنها با تنبیه، به این خاطر نبود که تنبیه را دوست داشته باشند، بلکه به خاطر این بود که جامعه و مدرسه، آنان را مقلد بار آورده بودند.به عبارت دیگر وقتی کیارستمی میپرسید نظر تو دربارهی تنبیه چیه؟ در واقع تویی وجود نداشت. کودک در ذهن خود دنبال هنجار و روشی بود که بزرگتران آن را اجرا میکردند. شخصیت، فردیت، من مستقل و رای و نظری جدا داشتن در کودکان آن زمان و حتی در زمان کنونی توسط بزرگترها و بخصوص بیسوادانی که در آموزش و پرورش هستند، سرکوب میشدند و سرکوب میشوند.
ابتدای فیلم، بچهها را نشان میداد که در صفهای طولانی در حال وارد شدن به سالن مدرسه و کلاسهایشان بودند و در همان حال سرودی میخواندند. سرودی با محوریت امام علی. ناظم یا مسئولی عبارت کوتاهی در ستایش علی میگفت و بچهها پس از وی، علی، علی میکردند. از همان سالها و حتی قبل از انقلاب، مجبور کردن کودکان به فراگرفتن و پذیرفتن ایدئولوژیهای مذهبی دلخواه حکومت باب بود و حتی امروزه هم در تمام مدارس دیده میشود.از یک طرف کودک و لوح سفید ذهنیتش در مورد این جهان را مورد هجوم جهان بینی و افکار مذهبی قرار میدهند – کودکی که هنوز توانایی تشخیص خوب از بد و استقلال فکری ندارد -، از طرف دیگر قدرت شگفتی و استقلال رای و فردیتش را از وی میگیرند و به این ترتیب انسانی پرورش مییابد و تابع بیچون و چرای آموزشهایی است که به نام حقیقت به او داده میشوند. انسان وابسته، برده، بیشخصیت و بدون اینکه از ارزشهای فردی خود به عنوان وجودی مسقل آگاه باشد.
در جایی دیگر، کیارستمی در مورد شغل آینده از بچهها سوال کرد که یکی از آنها پاسخ داد میخوام مهندس کمیته بشم! شاید به دلیل جایگاه والایی که کمیته در نزد مردمان آن سالها داشت، این بچه از کلمهی مهندس استفاده کرد. کودک، عضو کمیته بودن را به عنوان شغل در نظر گرفت. دلیلش هم این بود که با افرادی که تهمت میزنند و دزدی میکنند، دعوا کند. عضو کمیته بودن برای کودک یک ارزش والا به حساب میآمد. همان گونه که عضو بسیج بودن در این زمان یک ارزش به حساب میآید. اما آیا کودک در سالهای بعد همان ذهنیت گذشته را در مورد کمیته داشت؟ آیا کمیته فقط با افراد دزد و تهمت زن دعوا کرد یا روزی خود کودک هم شامل مصادیق ناامنی کمیته شد؟





اوهوم- از حرفای بچه ها بر می اومد که همدوره های من باشن
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
يکي از دلايل وجود حضرت حق همين تمايل انسان به خوبي و نفرتش از بدي ها است (مبارزه با ظلم، تهمت و دروغ). يعني اين که خداوند در کتابش که حاوي اسرار اوست، انسان را به عنوان جانشين خود در زمين معرفي مي کند پس بايد به او تمايلاتي بدهد متعالي و در حد اعلي خود تا با پيروي از آن ها لياقت اين جانشيني را بيابد.
اين نوع تمايلات را در حد پايين تر نيز مي توان در ساير موجودات مشهاده کرد. مثلا اگر يک حيوان بخواهد قلمرو ديگري را به زور بگيرد حيوان مظلوم با ظلم او در حد توانش مقابله مي کند.
حال اين ميل در انسان در حد اشد خود است و انسان سالم وقتي ظلم به غير خود را هم مي بيند خونش به جوش مي آيد و يا چيز هايي دارد که در ساير مخلوقات يافت نمي شود مثلا حاوي اکسيري به نام عشق است و تواناي درک محبت دارد و ….
خوب به نظر شما اين سير اين ميل متعالي که از حيوانات شروع و تا به انسان ادامه و کمال مي يابد نبايد يک منشا داشته باشد؟ آيا اگر طبيعت ما خالقي نداشته باشد و يا آن خالق يگانه نباشد اين تمايلات منطقي و متعالي آن هم به اين هماهنگي خاص مي توتن خود به خودي باشد؟
شما بايد توجه داشته باشيد که اسلام راستين به معني جمهوري اسلامي نيست اسلام راستين آن است که به وسيله منتخت خدا به اجرا درآيد.و وي بايد معصوم باشد. ما مسلمانان به خاطر اين که از معصوم به طور موقت دوريم به بهترين جايگزيني که خود معصوم در زمان حضورش فرموده مراجعه مي کنيم، يعني، عالم به ديني که عادل و متقي است. و اين نيز بدين معني نيست که عالم، معصوم نيز هست و خطا ندارد.
هر انساني که مي خواهد دين اسلام حقيقي رادر حال حاضر بشناسد بايد به قرآن و سخنان معصوم مراجعه کند نه به مجريان قانون که ما و آنان هر دو در احتمال خطا کردن برابريم و يا لااقل به عالمان وارسته و رباني مراجعه کند و حرف آن را بشنود.
—————————————
پاسخ : عقل، شعور، دست، پا و زبان و هر عضو دیگر را هم می توان به خدا نسبت داد. اما آیا این خدا همان خدای اسلام است؟ این خدا یگانه است؟ این خدا
شعوری دارد یا مانند یک عنکبوت تمام این هنرها را غریزی انجام داده؟
یگانه بودن خدا چه ارتباطی با طبیعت ما دارد؟
گوساله از آمیزش گاو نر و ماده بوجود می آید. یعنی طبیعتش از دو تن است.
خانه ای که در آن زندگی میکنید، حاصل کار و طرح و نقشه ی ده ها و صدها انسان است.
شما که دنبال خدایی جلوه دادن همه چیز هستید، با فرض اینکه این جهان و ما مخلوق هستیم، چرا مخلوق یک تن باشیم؟ بر چه اساسی؟
شما مسلمانان، یا شما شیعیان؟ چرا که سنیان به معصوم بودن امامان اعتقادی ندارند.
در زمان معصوم، آنان چه گلی بر سر اعراب زدند که شما طالب آنان هستید؟ فقز از بین رفت،؟ ظالم نابود شد،؟ دانش گسترش یافت.؟ معصوم شما به خاطر ترس از بنی عباس متواری شده، آن هم نه یک سال و ده سال، بلکه 1500 سال.
به نام غیبت و اسلام، باید حکومت را دو دستی تقدیم ملایان و دار ودسته ی آن ها کرد؟
انسانهای دیگر که شعور اداره ی کشور ندارند. ملایان باید در راس قدرت باشند، چرا که عالم به گذشته ی 1500 ساله ی اعراب هستند.
به طور موقت دورید یا 1500 سال است که دورید، این دوره ی موقت می دانید شامل چه تعدادی از اجداد شما می شود؟
سلام
فکر کنم من مهندس
ام -اي- اس